25 Jun 2008
تصويري از يک رهبر شکست خورده/عطاالله مهاجراني
ديروز در هايد پارک جشن تولد نود سالگي نلسون ماندلا برگزار شد. انگار جهاني در پارک فشرده شده بود تا در برابر مردي سرخم کند که کينه را شکست داد. سيماي ماندلا، طنين صدايش، کلماتش، برق اشک در چشمان پر مهرش به ما مي گويد که او انساني ست که کينه را شکست داد. البته اين روز ها در همان افريقا، کينه پرچم بلندي دارد که چهره اي منفور، در پاي چنان علم پلشتي سينه مي زند: رابرت موگابه. که قلم را به نام و يادش نيالائيم.
يک دم تصور کنيم اگر ماندلا با انديشه و رويکرد انتقام گيري و کينه کشي از زندان بيرون مي آمد. چه اتفاقي مي افتاد؟رنگ خون هيچ کس، سياه يا سپيد بر دستان ماندلا نيست. نام او هيچ اندوهي را درخلوت هيچ کس بيدار نمي کند. دو روز پيش وقتي در باره مصيبت هاي دنياي امروز سخن گفته بود. از تراژدي رهبري در زيمبابوه نام برد. رهبري شکست خورده. ماندلا يک رهبر پيروز است و موگابه يک رهبر شکست خورده. کليد شناخت ماندلا محبت است، و کليد شناخت موگابه کينه. محبت آبادان مي کند و کينه ويران...
مردم افريقاي جنوبي بسي خوشبخت بودند که رهبرشان در مبارزه با تبعيض نژادي و ستم گسترده ي ناشي از آن يک انقلابي دو آتشه نبود. حکيم بود. زندان و رنج و درد، چراغ مدارا ومهر او را افروخت...

